تبليغاتX
حــــــــزب اللهــــــــــــــی

حــــــــزب اللهــــــــــــــی

((دولت ما منحرف شد از خطا ))------------------------------------(( گر همین است انحراف ،ما ملحدیم ))

نظرسنجی

91/02/28

لطفا در نظر سنجی ریاست مجلس شرکت کنید


اگر نظری مکتوب دارید  اینجا مرقوم دارید

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 23:59 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

زیر پای حداد را خالی نکنیم

91/02/27

همون اوایل مجلس هشتم که قبل از شروع مجلس به حدادعادل گفتند شما برای ریاست کجلسی کاندید نشو

و در ویلایی در لواسان رییس مجلس (لاریجانی ) انتخاب شد.

در نماز جمعه  ایشون را می بینم  . جلو میرم و میگم:

آقای حدادعادل  ! می شود از شما یک انتقاد بکننم .

 حدادعادل می گویند : بفرمایید مسئله ای نیست.

من گفتم : چرا جا خالی دادین ؟

پرسیدند : سر چه مسئله ای ؟

گفتم : برای ریاست مجلسی !

جواب دادند : جاخالی ندادم . زیر پایم را خالی کردند

این حرف مربوط به 3 سال پیش است  اما هرگز از ذهنم خارج نمیشود .



با ما باشید .

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 12:36 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

700 میلیون برای هر ایرانی !!!

91/02/22
معلوم شد خون نمایندگان مجلس از مردم عادی رنگین تر است

در حالی که نمایندگان مجلس به بهانه تورم و گرانی با طرح دولت در خصوص اجرای مرحلهء دوم هدفمندکردن یارانه ها و افزایش یارانه های مخالفت میکنند

و معتقدند با افزایش یارانه ها بر تورم موجود افزوده میشود

با کمال وقاحت و بیشرمی بحث وام 000 000 000 7 ریالی را برای خود مطرح نمودند

با تشکر از معدود نمایندگان دلسوز و مسلمان همچون حسن کامران که با این طرح مخالفت کردند

جالا سئوال ایمجاست که ماحصل زحمات نمایندگان مجلس هشتم هفت برابر شدن ترخ تورم است

که وام بلاعوض 000 000 000 1 ریالی در مجلس نهم هفت برابر بشود

مجلسیان نا محترم با خرجهای گزاف نماینده میشوند تا وامهای آنچنانی و حقوق مادام العمر بگیرند و 

جلوی خدمتگزاران دولت بایستند


جالب اینجاست آقای باهنر نسبت به درج این خبر معترض هستند

آقای باهنر اگر من که پس از 33 سال از انقلاب و حضور در جبهه های دفاع مقدس بخاطر تهیه جهیزیه  و اسکان فرزندانم نیاز به ده ملیون تومان وام دارم از آنچه میبینم نباید  عصبانی بشوم



گوشه ای از سخنرانی مقام معظم رهبری است در جمع نمایندگان به ظاهر ولایی در سال 1390

يك تقواى جمعى هم داريم. تقواى جمعى اين است كه جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حيث جمع، مراقب خودشان باشند. بى‌مراقبتى جمعها نسبت به مجموعه‌ى خودشان، موجب ميشود كه حتّى آدمهائى هم كه در بين آن جمعها تقواى فردى دارند، با حركت عمومىِ آن جمعها بغلتند و به جائى بروند كه نميخواهند. در طول اين سى سال، ما از اين ناحيه ضربه خورده‌ايم. يكى از جاهائى كه ضعف نشان داده‌ايم، همين بوده.

در دهه‌هاى قبل، يك جريانى در كشور وجود داشت به نام جريان چپ. آنها شعارهاى خوبى هم ميدادند، اما خودشان را مراقبت نكردند و تقواى جمعى به خرج ندادند. در ميانشان آدمهائى بودند كه تقواى فردى هم داشتند، اما نداشتن تقواى جمعى، كار آنها را به جائى رساند كه فتنه‌گرِ ضد امام حسين و ضد اسلام و ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند! آنها نيامدند شعار ضد امام و ضد انقلاب بدهند، اما شعار دهنده‌ى ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند؛ اين خيلى خطر بزرگى است. آنها غلتيدند. بنابراين تقواى جمعى لازم است.

من پارسال به شما عرض كردم كه در داخل مجلس شوراى اسلامى، خودنظارتى بگذاريد. اين، همان تقواى جمعى است. مجموعه، خود را بپايد. حالا حرفهائى گوشه كنار زدند كه نماينده بايد آزاد باشد، چه باشد. كسى با آزادى نماينده مخالف نيست؛ با كجرفتارى نماينده مخالف است. يك نماينده‌ى كجرفتار ممكن است مجلس شوراى اسلامى را بدنام كند، متهم كند؛ حيف نيست؟ مجلسِ به اين عظمت، اين نهاد قانونىِ اساسى در كشور . . .

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 14:31 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

فیلتر!!! ؟؟؟

91/02/19
عجب دنیای هفت رنگیه اینجا   

سایتهای حامی دولت یکی پس از دیگری در حالی فیلتر میشوند

که سایتهای هتاک و مخالف دولت وسایتهای مستهحن آزادانه جامعه را به فساد می کشند

دارودسته اقتدار به هر قیمتی میخواهند زمام امور را از دست ندهند

افرادی که پس از انقلاب از گل آلود بودن آب استفاده کرده اند و بنگاههای غیر انتفاعی . بانکهای خصوصی . شرکتهای تجاری  . . . . . .  و کارخانجات بزرگ از راه رانت و فساد تهیه کرده اند .

امروزه دستگاه اقتدار 30 ساله حاضر نیست قدرت را از دست بدهد  و با وجود اینکه دستشان در تمامی ابعاد اقتصادی و سیاسی رو شده بخاطر اینکه بر جوزه  های قضا و اقتصاد  و قانون (زور . زر . تزویر ) مسلط هستند

به راحتی مقابل دولت مکتبی و خدمتگزار می ایستند

با این وجود محبوبیت مردمی و ایمان خالص خادمین دوبت باعث شده یک تنه در مقابل این باند مخوف بایستد

با وجود حمایتهای مکرر و خاص رهبری در تمام این مدت معاندین و مخالفین دولت خود را به نشنیدن میزنند

و با بهانه های ایرانی گری . فراماسیونری . انجمن حجته ای . وهابی گری . ضد ولایتی . بی دینی و.... سعی در حذف دوبت و ابقای خود را دارند

آیا موفق خواهند شد . تاریخ قضاوت میکند

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 22:9 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

تعامل با مجلس

91/02/14

استبداد پارلمانتاریستی یا سوال از رئیس جمهور؟

جواد حق گو

 

به راستی دلیل این همه تاكید برای به چالش كشانیدن دولت احمدی نژاد چیست؟، چرا نمایندگان محترم كه بسیاری از انها در ادوار گذشته مجلس عملكرد دولتهای سازندگی و اصلاحات را نیز تجربه كرده اند اینچنین شمشیر را از رو برای احمدی نژاد و كابینه اش بسته اند ولی در دوره های قبلی لام تا كام سخن به زبان نمی آوردند؟. گویی به راستی اگر این دولت هم به مانند دول گذشته طرح هدفمندی یارانه ها را اجرا نمی كرد، فن آوری هسته ای را دو دستی تقدیم غرب می كرد، وضعیت حاملهای انرژی را سامان نمی داد، طرح مسكن مهر را بی خیال می شد و . . . هیچ كس نه سوالی داشت و نه جوابی!!!

 

 

 

 

 

 

 

اصل 88 قانون اساسی پیرامون سوال از رئیس جمهور و وزرا صراحت دارد و این حق را به عنوان یكی از ابزارهای نظارت عالیه قوه مقننه بر قوه اجرائیه به تك تك نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی واگذار كرده است. در هر مورد كه حداقل یك چهارم كل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رییس جمهور و یا هر یك از نمایندگان از وزیر مسئول، درباره یكی از وظایف آنان سوال كنند، رییس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رییس جمهور بیش از یك ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تأخیر افتاد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی. مجلس هشتم شورای اسلامی نیز كه بدنه اصلی آنرا جریان اصولگرا تشكیل داده است پس از كش و قوسهای فراوان سرانجام در 24 اسفند 1390 رئیس جمهور اصولگرای منتخب ملت ایران را به بهارستان فراخواند تا پاسخگوی سوالات مطروحه نمایندگان باشد.

 

این اقدام مجلس شورای اسلامی به عنوان اقدامی بی سابقه در تعامل مجلس با دولت مورد نقدهای متعدد قرار گرفته است. برخی موافق این اقدام و برخی دیگر به انتقاد از این اقدام مجلس پرداخته اند. مخالفین كه خود به دو دسته تقسیم می شوند با دو بیان متفاوت استدلال نموده اند كه این اقدام به صلاح مملكت نیست. برخی بالكل سوال از رئیس جمهور را به صلاح ندانسته اند و برخی دیگر  در شرایط فعلی و باتوجه به مسائل داخلی و بین الملل معتقدند كه سوال از رئیس جمهور در شرایط فعلی مصلحت مملكت را در پی نخواهد داشت.  فارغ از اختلاف یا عدم اختلاف با این اقدام صورت پذیرفته نكته ای كه بیش از هر امر دیگر قابل تامل است واكنش نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به پاسخهای رئیس جمهور است. نمایندگان پس از استماع پاسخهای رئیس جمهور از طرق گوناگون به واكنش به پاسخهای مطرح شده پرداختند و كار را بدانجا كشاندند كه حتی سخن از وهن جمهوری اسلامی توسط رئیس جمهور به میان آوردند[1] برخی حتی از غیر وزین بودن سخنان رئیس جمهور سخن به میان آوردند.[2]  برخی از نمایندگان نیز در تریبونهای خود مدعی شدند كه رئیس جمهور اساساً برای پاسخ به سوال نمایندگان به بهارستان نیامده بوده است![3]

 

واكنشهای بعضا تند نمایندگان به پاسخهای رئیس جمهور بی تردید تحت تاثیر علل و عوامل گوناگون داخلی و خارجی رخ داده است. یكی از اصلی ترین این عوامل به نوع سوالات مطرح  شده نمایندگان بازمی گردد. سوالات نمایندگان محترم از منتخب ملت ایران بیش از آنكه سوالات اصلی مردم و سوالاتی ناظر به وظایف و عملكرد رئیس جمهور باشد(آنگونه كه در قانون اساسی به صراحت آمده است)[4] بیشتر ناظر به دغدغه های ذهنی و مادی برخی از نمایندگان بوده است. برخی از نمایندگان به لحن و نوع بیان طنزآلود بیانات ریاست جمهوری در پاسخ به سوالات گلایه داشته اند بی توجه به آنكه لحن دكتر احمدی نژاد همواره همینگونه بوده است.  از این نمایندگان باید پرسید كه؛ اگر به راستی این لحن بیان رئیس جمهور  مشكلات فراوانی را برای منافع ملت تا به امروز ایجاد كرده است چرا همین مسئله به عنوان یكی از سوالات مطرح نشد و سوالات غیركارشناسانه ای مثل مسئله بركناری منوچهر متكی و . . . كه ازسوی رئیس جمهور به وضوح و بدون چالشی خاص پاسخ داده شده به میان آمد؟. غالب سوالات مطرح شده از رئیس جمهور برخلاف نص صریح قانون اساسی پیرامون وظایف و عملكرد ایشان نبود بلكه تنها به ادعاها و اظهار نظرهای رئیس جمهور اشاره داشت كه به تبع پاسخهای رئیس جمهور هم ناظر به این سوالاتیست كه اشاره چندانی به عملكرد دولت نداشته است. با اینحال این عامل تنها یكی از عوامل تاثیرگذار بوده  و علت اصلی را باید در جای دیگری جستجو كرد.

 

علت اصلی واكنشهای تند برخی نمایندگان به پاسخهای رئیس جمهور را باید در رویه نه چندان مطلوبی كه به ویژه در سالهای اخیر و با  روی كار آمدن دولت مردمی و بدون وابستگی حزبی احمدی نژاد در حال حاكم شدن بر فضای مجلس شورای اسلامی میباشد، دنبال كرد. بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی كه هریك به نحوی منتخب مردم حوزه انتخابیه خود هستند گویی فراموش كرده اند كه جایگاه ریاست جمهوری در  نظام سیاسی ایران نیز برخاسته از انتخاب اقشار متعدد ملت ایران است لهذا همانگونه كه نماینده حق سوال از رئیس جمهور و هیئت دولت را دارد رئیس جمهور و اعضای كابینه نیز حق پاسخ بر اساس معیارها و شاخصهای خاص خود را دارا هستند و اگر خدشه ای نیز به این امر وارد است نه از طریق رسانه های شبكه ای(اختاپوسی) بلكه "فقط و تنها و فقط" از كانال قانون باید مورد پیگیری قرار گیرد. بی تردید نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی نباید انتظار داشته باشند كه رئیس جمهور دقیقاً آن پاسخی را بدهد كه آن نماینده یا حزب متبوع آن نماینده را خرسند و متقاعد خواهد كرد و در این عرصه اصل و اساس منافع ملت است. انتظاری مبتنی برآنكه رئیس جمهور باید عیناً آن پاسخی را بدهد كه "من و تنها فقط من" را به شكل اكمل راضی نماید خارج از قواعد دموكراسیست و نمایندگان بهتر است به منافع كلان ملت ایران كه شاید در پاسخهای احمدی نژاد قابل یافتن باشد توجه داشته باشند و نه به ذهنیات و یافته های خود. اگر چنین رویه ای ادامه یابد بی شك به مرور شاهد حاكم شدن نوعی استبداد پارلمانتاریستی بر فضای سیاسی كشور خواهیم بود.

 

عدم سازش برخی از نمایندگان ذی نفوذ در مجلس شورای اسلامی از همان فردای روز سوم تیر ماه 1384 آغاز شد و نیاز به تفصیل خاصی ندارد. كافیست به تریبونهای رسانه ای مشخص این نمایندگان رجوع گردد. معلوم نیست كه احمدی نژاد باید چه پاسخی بدهد كه برخی از نمایندگان راضی شوند. بعضاً رهبری و مردم  از استدلالات رئیس جمهور راضی می شوند ولی برخی از نمایندگان خیر؟!. به راستی دلیل این همه تاكید برای به چالش كشانیدن دولت احمدی نژاد چیست؟، چرا نمایندگان محترم كه بسیاری از انها در ادوار گذشته مجلس عملكرد دولتهای سازندگی و اصلاحات را نیز تجربه كرده اند اینچنین شمشیر را از رو برای احمدی نژاد و كابینه اش بسته اند ولی در دوره های قبلی لام تا كام سخن به زبان نمی آوردند؟. گویی به راستی اگر این دولت هم به مانند دول گذشته طرح هدفمندی رایانه ها را اجرا نمی كرد، فن آوری هسته ای را دو دستی تقدیم غرب می كرد، وضعیت حاملهای انرژی را سامان نمی داد، طرح مسكن مهر را بی خیال می شد و . . . هیچ كس نه سوالی داشت و نه جوابی!!!

 

 

 

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 19:30 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

لیست شما چیه

91/02/12
برای اولین بار در انتخابات لیستی برای انتخاب نداشتم

البته 12 سال در مجلس حتی یک نماینده نداشتم و سه دوره متوالی هم رییس جمهور نداشتم

بناچار از 50 نفری که تایید شدند افرادی را که بهشون رای نمی دهم حذف کردم

از مابقی 25 نفر انتخاب می کنم


:1

 

نام نماینده و تعداد رای


رتبه

بیژن نوباوه 162746

9

2

روح‌الله حسینیان 145347

10

3

علیر زارعی140212

12

4

حسین مظفر135229

13

5

زهره طیب‌زاده 134490

15

6

محمد سلیمانی 130100

16

7

سید مهد هاشمی 128877

17

8

سید محم نبویان 124832

18

9

مهرداد بذرپاش

19

10

حمید رسایی

20

11

لاله افتخار

21

12

اسماعیل کوثری

22

13

مهدی کوچک زاده

23

14

مجتبی رحماندوست

28

15

فاطمه رهبر

29

16

فاطمه آلیا

30

17

حسین نجابت

32

18

زهره الهیان

34

19

محسن کازرونی

35

20

الهام امین زاده

37

21

زهره سادات لاجوردی

41

22

حسن غفوری فرد

42

23

حسن حمید زاده

43

24

محمدنبی رودکی

45

25

بتول نامجو

46

26

محمدحسین استادآقا

47

27

فرهاد جوانمردی

49

28

محمد خلیلیان اشکذری

50

29

کفایتی

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 21:23 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

حکمت فردوسی چیست ؟

91/02/07
در پی ارسال این مطلب http://www.hezbollahi.blogfa.com/post-35.aspx  به خوانندگان قول دادم بیانات رهبری را که در همین پشت قرار داده بودم به حاج منصور ارائه کنم و جواب ایشان را درج کنم

سه شنبه همین هفته به صنف لباسفروشها رفتم حاج منصور چون مرا میشناسد مطلب را از من گرفت و

گویا تا بحال بیانات رهبر را نخوانده بود بلافاصله دست گذاشت روی این جمله که ما باید ببینیم حکمت فردوسی چیست ؟

و منظورش این بود که برای آقا هم حکمت فردوسی زیر سوال است

من گفتم ادامه مطلب را هم بخوانید

ایشان از راه توجیه در آمد که احمدی نژاد میگوید فردوسی اسلام را نجات داده ما با این مخالفیم

  سپس از راه ارشاد بنده برآمد

اما وقتی دید قانع نمیشوم با خشم گفت من اینها را قبول ندارم
البته روز بعد که صنف رفتم  (چهارشنبه) احساس کردم انعطافی در او رخ داده
دیگر حرفهای گذشته را تکرار نکرد
البته ار انتقاد به دولت کوتاهی نکرد و گفت دولت کم کاری می کند؟
و مسبب گرانی را دولت دانست !

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 11:57 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

اختلافات

91/02/01

از سکندر قصه ای گویم ترا      بعد مرگش شد فتوحاتش جدا

      

چون نکشتند متفق آنها به هم        اختلافات می نمود هرجا ورم


جمله رفتند در پی عیش و لواط       سیخ و منقل آمد و بزم و بساط


نق نقوها هی سر هم نق زدند      زین تفرق عاقبت هق هق زدند


اختلاف و جنگ و دعوا و ستیز      می کند هر قدرتی را ریز ریز


دشمن آید گر میان جمع ما            می کند ظاهر فریبی و ریا


کآی فلانی:ما رفیق و مخلصیم      چون شما ای سروران ما مفلسیم


این که تازه آمده خطش بد است       نزد ما از قد و اندازه رد است

 

      همنوایی  کرده است با اشقیا         کرده است پا در رکاب اولیا


          داده او فتوا بسان ملحدین      معترض گشته بسی در کار دین


             میرسد او را مقامات از سیا      تا کند در هر کجا (طوفان) بپا



میرود در لندن و پاریس و رم        می کشد از بهر ایران شاخ و دم


بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 19:53 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

احمدی نژاد هم مانند شهید آوینی ...

91/01/22
تکفیر  و منحرف خواندن شهید آوینی و دکتر علی شریعتی (از سوی همین متحجرین و دوستان قبلیشان)  جای هیچگونه تعجب نداشته و نخواهد داشت.

آیا احمدی نژاد را هم به مانند شهید آوینی و شریعتی ، بعد از مرگ خواهیم شناخت؟

تمجید شجاعانه آوینی از فیلم «عروس» افخمی شروع حملات بی سابقه‌ای به وی بود در حدی که روزنامه کیهان به مدیریت مهدی نصیری، گستاخانه نوشت: «آقای آوینی از فیلم عروس خوشتان آمده یا از خود عروس (با بازی نیکی کریمی)»

هرچند که تمجید آوینی از این فیلم البته تمجید ارزشی نبود بلکه بیشتر ناظر به تکنیک بود و این نکته ای بود که مهدی نصیری آن را درک نمی کند همانطور که حسین شریعتمداری امروز بسیاری از مواضع دکتر احمدی نژاد را درک نمی کند!

مهدی نصیری در سال 90 هم در مورد دکتر احمدی نژاد همان مشی صحبت با شهید اوینی را به پیش گرفته و میگوید:

(( " احمدی نژاد و یارانش؛ نه تنها در مورد انسان شناسی ؛ بلکه در هستی شناسی و خداشناسی و پیامبر شناسی و امام شناسی و معاد شناسی و مهمتر از همه معرفت شناسی نیز گرفتار التقاط فلسفی و عرفانی و مدرنیسمی اند و از مبانی وحیانی فاصله گرفته اند"))


http://s2.picofile.com/file/7166733438/%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%B1%DB%8C5.jpg

مهدی نصیری

در مورد اخراج شهید آوینی از موسسه سوره ، به دستور علی لاریجانی ؛ هم زمانی که تحقیق کنید متوجه می شوید که عمق مظلومیت شهید آوینی تا قبل از شهادتشان به چه اندازه بوده است!

(متاسفانه بنده هرچقدر تلاش کردم در این مورد مستندات پیدا کنم با فیلتیرینگ مواجه شدم!!فیلتر شکن هم نداشتم!!)

http://www.bashgah.net/assets//Image/peoples/Sayyed%20Morteza%20Avini/SayyedMortezaAvini2.jpg

نکته :

 جانشین مهدی نصیری   

http://www.hefanews.ir/wp-content/uploads/2012/03/n00020086-b.jpg

در بیان زاویه داشتن تمامی صحبت های این متحجرین و متکبرین که تنها خود را مسلمان و نماد اسلام می دانند با نظرات امام خامنه ای ؛ابتدا به بیان نظرات امام خامنه ای در مورد شهید آوینی و سپس به مصاحبه مقام معظم رهبری در مورد شریعتی در سال 60 اشاره می کنیم:

نظر امام خامنه ای در مورد شهید آوینی:

«  ایشان دو- سه مرتبه آمد اینجا و روبه روی من نشست. من یک نور و یک صفا و یک حالت روحانی در ایشان حس می کردم و همین جور هم بود. همین ها هم موجب می شود که انسان بتواند به این درجه ی رفیع شهادت برسد.

" از مشتریهای همیشگی روایت فتح بودم من. یعنی هر شب جمعه حتما مینشستم این برنامه رو گوش میکردم و برای من تاثیر زیادی میگذاشت. یه وقتی هم آمدند همون جوونها پیش من، که اونوقت به نظرم مال جهاد بودند، خیال میکنم. من تو همون جلسه هم گفتم، گفتم این صدای نجیبی که اینها رو بیان میکنه، این خیلی چیز جالبی است، این رو نگه دارید. خودشم بود در جلسه، کسی هم به من نگفت که این آقاست. میدونید، گاهی یه حرفی رو کسی میزنه، حرف بزرگی است، اما گوینده پیداست خودش اعتقادی به این حرف نداره. این صدا اون صدایی است که بزرگترین حرفها رو میزد، و خودش اعتقاد داشت، مثلا میگفتش که این جوونهای ما، به راه های آسمان آشناترند تا به راه های زمین. این رو آنچنان میگفت که گویا راه های آسمان رو خودش رفته دیده و میدونه اینها آشناترند."»

 

نظر امام خامنه ای در مورد دکتر شریعتی :

http://leader-khamenei.net/image/khamenei/wallpaper89/labbayk.ya.khamenei-%5Bwww.Leader-Khamenei.com%5D.jpg

« از شگفتی‌های زمان و شاید از شگفتی‌های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش به نوعی با هم همدستی کردند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می‌کنند و این موجب می‌شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند.

بی‌گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی‌کنم که این اشتباهات کوچک بود، اما معتقدم که در کنار این اشتباهات، چهره شریعتی از برجستگی‌ها و زیبایی‌ها هم برخوردار بود؛ پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی‌های او را نبینیم.

ممکن بود او اشتباهاتی در مسائل اصولی و بنیانی تفکر اسلامی مثل توحید، یا نبوت و یا مسائل دیگر داشته باشد، اما این نباید موجب ‌شود که ما شریعتی را فقط با همین نقاط منفی بشناسیم.

ظلم طرفداران شریعتی به او کمتر از ظلم مخالفانش نبود، بلکه حتی کوبنده‌تر و شدیدتر هم بود. طرفداران او به جای اینکه نقاط مثبت شریعتی را مطرح، و آنها را تبیین کنند، در مقابل مخالفان صف آرایی کرده و سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه بدهند؛ به طوری که حتی کوچکترین اشتباهات را از او نپذیرفتند.

طرفداران شریعتی سعی کردند اختلافی که با روحانیون یا با متفکران بنیانی و فلسفی اسلام دارند، در پوشش حمایت و دفاع از شریعتی بیان کنند؛ در حقیقت شریعتی را سنگری برای کوبیدن روحانیت و اندیشه بنیانی و فلسفی اسلام  کردند.

خود این منش و موضع‌گیری کافی است تا عکس‌العمل‌ها را در مقابل شریعتی تندتر و شدیدتر، و مخالفان او را در مخالفت حریص‌تر کند؛ عده ای از کسانی که به نام شریعتی و به عنوان دفاع از او درباره شریعتی حرف می زنند، کمک می‌کنند تا شریعتی را هر چه بیشتر منزوی کنند.

شریعتی یک چهره پرسوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماع رنج می‌برد.

وی کوشش می‌کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی‌ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند؛ این بعد از شخصیت شریعتی آن چنان که باید و شاید شناخته شده نیست.

در اینکه شریعتی یک آغازگر بود، نباید شک کرد؛ او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود.

http://www.hannover.ir/wp-content/uploads/2012/01/Dr-Ali-Shariati.jpg

قبل از او بسیاری بودند که اندیشه مترقی اسلام را آن چنان که او فهمیده بود، فهمیده بودند، اما هیچ کدام این موفقیت را پیدا نکردند که آنچه را فهمیده بودند در قالب واژه‌ها و تغییراتی که برای نسل امروز ما و یا بهتر بگویم مخاطبان آن روز شریعتی، گیرایی داشته باشد، مطرح کنند.

شریعتی آغازگر طرح جدیدترین مسائل کشف شده اسلام مترقی بود، ولی نمی‌توان او را با سیدجمال یا با اقبال مقایسه کرد. اگر کسی چنین مقایسه‌ای بکند ناشی از این است که اقبال و سیدجمال را به درستی نشناخته است.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8386/C/khamenei-ketab-880822-005.jpg

شریعتی برخلاف آنچه گفته می‌شود نه تنها ضدروحانی نبود، بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود؛ او می‌گفت که روحانیت یک ضرورت است، یک نهاد اصیل و عمیق و غیرقابل خدشه است و اگر کسی با روحانیت مخالفت بکند یقینا از یک آبشخور استعماری تغذیه می شود.

اینها اعتقادات او بود؛ در این هیچ شک نکنید این از چیزهایی بود که جزو معارف قطعی شریعتی بود.

تصور شریعتی در مورد روحانیت این بود که روحانیون به رسالتی که روحانیت بر دوششان گذاشته، بطور کامل عمل نمی کنند



 نکته پایانی:

اول :

بسیاری از مواضع شخص مهندس مشایی را از دسته مواضعی می دانم که بعدها اثبات خواهد شد

دوم:

سید شهیدان اهل قم سید مرتضی آوینی ؛ دکتر علی شریعتی و بسیاری دیگر از متفکرین این مرز و بوم شناخته نشدند مگر بعد از شهادت و یا رحلت.......

نکند خدای نکرده بخاطر عدم لیاقت ما ، خدا نعمت ولایتمدارترین و پر تلاش ترین و استکبارستیزترین  رییس جمهور تاریخ را از ما بگیرد و آن وقت انگشت حسرت بر دهان بگیریم و فریاد وا مصیبتا سر دهیم که ما ثابت کرده ایم که نخبگان خود را به موقع و زمان خود نشناخته ایم و مرده پرستیم

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1388/4/26/38022_353.jpg

سوم :

این جملات شهید آوینی هم تقدیم می شود به کسانی که در این اندیشه اند که لزوما برای اثبات دینداریشان باید با ملیت ایرانیشان مخالفت کنند و از ایران هیچ صحبتی به میان نیاورند:

الف : شهید سید مرتضی آوینی:

هویت ایرانی-نه زرتشتی- را عین هویت اسلام میدانم و معتقدم تقربی که ما به دین پیدا کرده ایم به این هویت ملی وابسته است و اگر این هویت ایرانی و ملی نبود، یا مثلا هویت دیگری داشتیم، این تقرب و این دین پیدا نمی شد

 

ب : شهید سید مرتضی آوینی:

«شاهنامه» به نظر من حکمت معنوی است و منافاتی با دین ندارد که هیچ، اصلا اسطوره هایی که فردوسی در شاهنامه بررسی یا جمع کرده است، اساطیری هستند که اگر بخوهیم آن ها را بر اساس تفکرات دینی و عرفانی خودمان تاویل کنیم، خواهیم دید که «شاهنامه» اصلا حکمت معنوی است و چه بسا از این لحاظ کم نظیر است. به نظر من ریشه حکمت معنوی شاهنامه همان تفکر عرفانی ماست؛ یعنی در تفکری که من خود را به آن منتسب می دانم، اسلام نسبتی با ملیت دارد

 

شهید سید مرتضی آوینی:

آمادگی ایرانیان برای قبول دین اسلام و مشی ولایی شیعه به گوهر فطری آنان رجوع دارد و آنان که تصور می کنند هر مشی و منش دیگری را می توان، فارغ از آمادگی های تاریخی و فطری این امت، جایگزین دین اسلام و مشی ولایی شیعی و رابطه ای که بین این مردم وپیشوایان مذهبی آنان وجود دارد قرار داد، با ماهیت تاریخ بیگانه اند و وهم می بافند

 

والعاقبه للمتقین

و او با سپاهی از شهیدان برای خوار کردن مناقین خواهد آمد....

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 20:26 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!

اسفندیار حرب اللهی

91/01/17


اغلب اوقات زیارت عاشورای حاج منصور ارضی را میروم امروز صبح و پریروز صبح  هم صنف لباسفروشها بودم هر دو روز شدیدا بر علیه فردوسی سخن پراکنی کرد  چون عین سحنان یادم نیست این مطلب را از وبلاگ دوستداران حاج منصور آوردم ((در دینمون مشکل افتاده، شما خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها رو بخونید تقریبا یک سوم خطبه در مورد رسالت پیامبره که خدا منت گذاشت که پیامبر را به عنوان رسول خودش بر مردم زمین فرستاد و سایه اون بر تمام عالم چه کافر و چه مومن هست، اون وقت یارو بلند میشه میگه نجات این پیغمبر و دینش دست فردوسی هست که شش امامی بوده و اسماعیلیه که از وهابی هم بدتره. ما میگیم ناسیونالیست آمریکائیها هستند یا آفریقائیها نژاد پرست هستند، پس نژاد پرستی چیه؟ نمی دونم چه مرضی گرفتند که سراغ این حرفها میروند. دلیلش هم اینه که دین رو نفهمیدند حتی امام زمان رو هم نفهمیدند، دعاش رو هم می خونند و اللهم عجل می گن اما نفهمیدند، اگر هم محبت داشته باشند ولی مودت ندارند که اینجور میشوند.))


من که تا آنجا که میدانم فردوسی شاعری دوستدار اهلبیت و ظلم ستیز بوده و در اوج غربت و مظلومیت وفات میکند اگربا دستگاه حاکمه سازش داشت موقعیت بهتری داشت

خوب است مطلب بعدی را هم بخوانید

اگر این سحنان را احمدی نژاد یا مشایی یا ... می گفتند آیا واجب القتل نمیشدند

با این همه هنوز حاج منصور را دوست دارم

امــــــام خامنـه ای: من یک وقت گفتـم که «اسفندیـار» مثـــل ایـــن بچه حزب‌اللّهی‌هاى امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه یک حزب‌اللّهى غیورِ دین‌خواهِ مبارز وجود دارد.

اگر جمله فوق را احمدی نژاد می گفت، رسانه های به اصطلاح اصولگرا و مدعی ولایت مداری چه واکنشی انجام می دادند. آیا حوزه علمیه و بسیج و جنبش عدالت خواه و … بیانیه صادر نمی کنند که چرا به امت حزب الله توهین شده است؟

این مطلب را به دوستان “مکتب ایرانی” شناس تقدیم می کنم. دوستانی که دیگر برای احمدی نژاد حتی به عنوان رئیس جمهور قانونی و زنده ی ایران، حداقلی از احترام را قائل نیستند.

دوستانی که می گردند و می گردند تا نکته ای از سخنان دکتر احمدی نژاد پیدا کرده و به او اتهامی را وارد کنند. او را ضدولایت فقیه، مروج مکتب ایرانی، خرافاتی، منحرف، قانون شکن و… بنامند.

بعد از شنیدن سخنان احمدی نژاد و واکنش ناجوانمردانه برخی سایت ها و شخصیت ها، در سایت “خامنه ای دات آی آر” بیانات رهبری پیرامون حکیم فردوسی را جستجو کردم و با جملات عجیبی روبرو شدم.

با مطالعه این جملات کاملا متوجه می شوید که سخنان احمدی نژاد راجع به فردوسی آن هم در جمعی که برای پاسداشت عید نوروز گرد هم جمع شده اند، جملات به جا و خوبی بوده است.

در حقیقت احمدی نژاد با تأکید بر پیوند جشن باستانی نوروز و تاریخ کهن ایران زمین و مکتب اسلام به دنبال استفاده از این ظرفیت فراملیتی برای ترویج معارف ناب اسلامی بین مردم کشورهای مختلف است.

فردوسی توانست معارف ناب اسلامی و انسانی را با تاریخ کهن ایران و ادبیات غنی فارسی در هم آمیزد و در روزگاری که زبان فارسی و هویت ایرانی و اسلام حقیقی در حال نابودی بود، به احیای مجدد این گوهر ناب و نایاب دست یابد. و این چنین به ایرانیان افتخار پرچم داری اسلام را عطا کند.

غرب به تاریخ اسطوره ای خود در یونان و روم باستان می نازد و تمام تلاش اش را می کند تا آن را از دین و خدامحوری (که به قول خودشان افیون ملت هاست) بزداید تا بتواند با استفاده از این پتانسیل تاریخی برای افکار بشریت دامی تازه بسازد.

غرب از شناخت فطرت خداجو و موحد انسان ها غافل است. و ما تمام اتکای قدرت فرهنگی مان بر شناختمان از حقیقت پاک فطری درونی انسان هاست.

بنابراین استفاده از تاریخ باستانی و پرافتخار ایرانیان و ادبیات غنی فارسی و پیوند آن با دین مبین اسلام برای جذب اندیشه های مردم سراسر دنیا، کاری عاقلانه است.

اسم این کار را نمی توان ترویج مکتب ایرانی و مقابله با نظام اسلامی نامید. اگر کمی عمیق تر بیاندیشیم

فردوسی

در ادامه چند جمله بسیار جالب از امام خامنه ای پیرامون حیکم ابوالقاسم فردوسی را قرار می دهم و قضاوت را به شما می سپارم:

امروز شما چه بخواهید، چه نخواهید، چه خودتان بدانید، چه ندانید، چه تصدیق بکنید یا نکنید، براى بسیارى از ملتها الگو و اسوه شده‌اید. این بیدارى اسلامى که مشاهده میکنید، چه بگوئیم، چه نگوئیم، چه به رو بیاوریم، چه نیاوریم، چه دیگران به رو بیاورند، چه نیاورند، اثرگرفته‌ى از حرکت عظیم ملت ایران است. این انقلاب عظیم، این انقلاب بزرگ، این تحول بنیان‌برافکنِ سنتهاى طاغوتى و نظام طاغوتى و نظام سلطه، ملت ایران را به یک اسوه تبدیل کرد. شما اگر بخواهید به لوازم اسوه بودن و الگو بودن عمل کنید، بایستى معرفت دینى و معرفت اسلامى خودتان را عمق ببخشید؛ و این در گذشته‌ى شعر ما وجود داشته. شما نگاه کنید، شاعران برجسته‌ى ما اغلب – حالا نمیگویم همه – اینجورند؛ از فردوسى بگیرید تا مولوى و سعدى و حافظ و جامى. فردوسى، حکیم ابوالقاسم فردوسى است. به یک آدم داستانسرا، اگر صرفاً داستانسرا و حماسه‌سرا باشد، حکیم نمیگویند. این «حکیم» را هم ما نگفتیم؛ صاحبان فکر و اندیشه در طول زمان او را حکیم نامیدند. شاهنامه‌ى فردوسى پر از حکمت است. او انسانى بوده برخوردار از معارف ناب دینى…

بیانات در دیدار جمعی از شعرا ۱۳۹۰/۰۵/۲۴

————————

بله؛ من موافقم که از «فردوسى» تجلیل شود، شاهنامه تحلیل شود و حکمت فردوسى استخراج گردد تا همه بدانند که این حکمت، اسلامى است یا غیراسلامى. این بزرگداشتى هم که برگزار شد، اصلاً به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر ریاست جمهورى‌ام بود، به آقاى مهندس «حجت» گفتم که دنبال نمایید و فردوسى را بزرگ کنید. فردوسى باید هم بزرگ شود. فردوسى در قلّه است. امیدواریم کم‌کارى – که دوستان اشاره کردند – گریبان ما را نگیرد تا حکمت فردوسى را بیان کنیم. ما هستیم که اسم او را «حکیم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتیم؛ دشمنان دین که این اسم را نگذاشته‌اند. خوب؛ این حکیم چه کسى است و حکمت او چیست؟ آیا حکمت زردشتى است، حکمت بى‌دینى است، حکمت پادشاهى است یا حکمت اسلامى؟ این را مى‌شود در آورد. اگر کسى به شاهنامه نگاه کند، خواهد دید که یک جریانِ گاهى باریک و پنهان و گاهى وسیع، از روح توحید، توکّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است.این را مى‌شود استخراج کرد، دید و فهمید. مخصوصاً بعضى از شخصیتهاى شاهنامه خیلى برجسته هستند که اینها را باید شناخت و استخراج کرد. من یک وقت گفتم که «اسفندیار» مثل این بچه حزب‌اللّهیهاى امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه یک حزب‌اللّهى غیورِ دین‌خواهِ مبارز وجود دارد. بله؛ این کارها را شما بکنید تا دیگران نکنند. شما که نکردید، دیگران مى‌کنند.

بیانات در دیدار اعضاى انجمن اهل قلم‌ ۱۳۸۱/۱۱/۰۷

————————

حقیقت قضیه این است که فردوسى یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسى، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکیم مى‏گویند. حکمت فردوسى چیست؟ حکمت الهىِ اسلامى.

شما خیال نکنید که در حکمت فردوسى، یک ذره حکمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى که از اسفندیار تعریف مى‏کند، روى دیندارى او تکیه مى‏کند. مى‏دانید که اسفندیار یک فرد متعصبِ مذهبىِ مبلّغ دین بوده که سعى کرده پاکدینى را در همه جاى ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب‏اللهى‏هاى امروز خودمان است؛ آدم خیلى شجاع و نترس و دینى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى که به آن معتقد بوده و رعایت مى‏کرده، خطر بکند و از هفت‏خان بگذرد و حتّى با رستم دست و پنجه نرم کند. وقتى شما شاهنامه را مطالعه مى‏کنید، مى‏بینید که فردوسى روى این جنبه‏ى دیندارى و طهارت اخلاقى اسفندیار تکیه مى‏کند. با این‏که فردوسى اصلاً بنا ندارد از هیچیک از آن پادشاهان بدگویى کند، اما شما ببینید گشتاسب در شاهنامه چه چهره‏یى دارد، اسفندیار چه چهره‏یى دارد؛ اینها پدر و پسر هستند. فردوسى بر اساس معیارهاى اسلامى، به فضیلتها توجه دارد؛ در حالى که بر طبق معیارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بین گشتاسب و اسفندیار، حق با شاه است. «به نیروى یزدان و فرمان شاه» یعنى چه؟ یعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ یعنى حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه کنید، مى‏بینید که در نزاع بین اسفندیار و گشتاسب، حق با اسفندیار است؛ یعنى اسفندیار یک حکیم الهى است. فردوسى از اول با نام خدا شروع مى‏کند – «به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه بر نگذرد» – تا آخر هم همین‏طور است؛ فردوسى را با این چشم نگاه کنید. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحکم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهیم حکمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با این دید نگاه کنید.

بیانات در دیدار با اعضاى «گروه ادب و هنر» صداى جمهورى اسلامى ایران‏ ۱۳۷۰/۱۲/۰۵

 *

بقیه مطلب

زمان نگارش ساعت 19:45 : نویسنده بک وبلاگ نویس منحرف !!


((منزل شهید حنیف اشمر - بیروت - سال1389)) از سال 1350 که به سنی رسیدم که در مجامع حرفم را بشنوند با سروده هایم با رژیم پهلوی مبارزه میکردم در اکثر تظاهراتهای تهران و یزد و قم و جضور داشتم . بعد از انقلاب هم از سال 1357 تا 1367 در جبهه ها حضور داشتم در تمام رای گیریها شرکت کردم و تنها از رای دادن به علی مظهری تاسف خوردم در مجلسهای پنجم و ششم حتی یک نماینده هم نداشتم و چهار دوره هم رییس جمهور من انتخاب نشد ولی تلخ ترین رای را در تاریخ 1390/12/12 دادم چرا که کسی را برای انتخاب نداشتم و 30 نفر را به سختی پر کردم



جانفدای رهبر 

عاشق رهبر کیست

همراهان

بهترین ها

 لبخند